قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2503
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و هفتاد و سيّم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه قبيلهء بنى عامر به اغواى مردى بليانام ، كه دعوى علوم نجوم مىكرد ، شهر بصره را آنچنان نهب و غارت كردند كه فوق آن متصوّر نبود . اين بليا قبل از اين ، به چند سال به بغداد آمده « 1 » در بعضى خانات آن بلده نزول كرده بود و بعد از چند روز ، از آن خانى كه در آنجا مىبود چند جامهء ديبا را دزديده در ظرفى كه در آن ديار از براى خرما آوردن متعارف است نهاده متوجّه بيرون شهر شد . در اثناى راه نگاهبانان شوارع او را گرفته پيش مقدّم خود آوردند . و آن مرد به واسطهء حرمت علم ، بليا را آزار نكرد و گذاشت كه هرجا كه خواهد برود . بليا چون از دست آن جماعت خلاص شد ، به جانب قبيلهء بنى عامر رفت و به يكى از بزرگان آن قبيله مخصوص گشت و او را به سخنان موهومهء خود فريفته معتقد خود گردانيد . و چون اكثر قبيلهء بنى عامر در مقام اطاعت و انقياد او درآمدند ، بليا به بزرگ آن قبيله گفت : من در علوم نجوم يافتهام كه تو مالك روى زمين خواهى شد و اجداد تو اينچنين بزرگ بودند . القصّه ، ايشان را بر آن داشت كه متوجّه تسخير بصره شوند . در اين وقت ، والى بصره عميد عصمت بود . و چون اكثر مردم اوباش و رنود از هيبت سياست سلطان ملكشاه پاى از دايرهء اطاعت بيرون نمىآوردند و فتنه و فساد در بلادى ، كه در تحت تصرّف سلطان ملكشاه بود ، مطلقا مرتفع شده اكثر حكّام لشكريان خود را رخصت داده بودند كه در اقطاعات خود بوده باشند و به وقت ضرورت حاضر شوند . بنابراين ، با عميد عصمت در شهر بصره از سپاهيان
--> ( 1 ) . به تصريح ابن أثير : « وى از آبادى النيل وارد بغداد شد ، و دعوى ادب و اخترشناسى كرد . » .